تبلیغات
مرجع جوک |جوک و معما و عکس و عاشقانه و سرگرمی و فناورانه و اخبار - داستان تاثیر شگفت انگیز قران بر روح ما!

مرجع جوک |جوک و معما و عکس و عاشقانه و سرگرمی و فناورانه و اخبار

آخرین مطالب سایت

داستان تاثیر شگفت انگیز قران بر روح ما!


داستان,داستان آموزنده,سرگرمی

یک مسلمان سالخورده، بر روی یک مزرعه  همراه با نوه جوانش زندگی می کرد. پدربزرگ هر صبح زود بر روی میز آشپزخانه می نشست و قرآن را می خواند.

 نوه اش تمایل داشت عین پدربزرگش باشد و از هر راهی که می توانست سعی می کرد از پدربزرگش تقلید کند.


 یک روز آن نوه پرسید: پدربزرگ، من تلاش می کنم که مثل شما قرآن بخوانم اما آن را نمی فهمم و آنچه را که من نمی فهمم، سریع فراموش می کنم و در نتیجه آن کتاب را می بندم.چه کار باید انجام بدهم که آن قرآن را خوب بخوانم؟


 پدربزرگ به آرامی از گذاشتن زغال سنگ در کوره بخاری دست کشید و جواب داد:این سبد زغال سنگ را داخل رودخانه بگذار و برگشتنی برای من یک سبد آب بیاور!

 آن پسر انجام داد آنچنانکه به او گفته شده بود، اما همه آب به بیرون نشت می کرد قبل از اینکه او دوباره به خانه بیاورد.


پدربزرگ خندید و گفت:تو مجبور هستی که اندکی، سریع تر زمان آینده را جابجا کنی.، و او را به عقب ، به طرف رودخانه فرستاد تا دوباره با آن سبد تقلا کند. این دفعه آن پسر سریع تر دوید، اما آن سبد خالی می شد قبل از اینکه او به خانه برگردد. پسر جوان به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب با سبد یک کار غیر ممکن است، و به همین دلیل او رفت و به جای سبد یک سطل آورد.پیرمرد گفت:من سطل آب نمی خواهم، من یک سبد آب می خواهم. تو به اندازه کافی تلاش نکردی. و سپس پیرمرد از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند.

 در این مرحله، پسر می دانست که این کار بی فایده است اما او می خواست به پدربزرگش نشان دهد که هر چقدر هم سریع بدود، با این حال آب به بیرون نشت می کرد قبل از اینکه او به خانه برگردد.پسر دوباره آن سبد را داخل رودخانه کرد و سخت دوید، اما زمانی که رسید نزد پدربزرگش، سبد دوباره خالی بود. پسر گفت:


 دیدی پدربزرگ، این بی فایده است.


 پیرمرد گفت: واقعا تو فکر می کنی که آن بی فایده است؟


 نگاه کن به داخل سبد!


 آن پسر به داخل سبد نگاه کرد و برای اولین بار متوجه شد که آن سبد تغییر کرده بود.آن سبد زغالی قدیمی کثیف، تغییر شکل یافته بود و اکنون داخل و بیرونش تمیز بود.


 آن است رویدادی که تو زمانی که قرآن می خوانی. شاید تو درک نکنی و یا بخاطر نیاوری همه چیز را، اما درون و بیرون تو تغییر خواهد کرد.


 آن، کار خداست در زندگی ما! یعنی هدایت!

Why is my Achilles tendon burning? گفته است :

یکشنبه 26 شهریور 1396 12:13 ق.ظ

Excellent way of telling, and pleasant paragraph to obtain data concerning my presentation focus, which i am going to deliver in university.

foot pain گفته است :

دوشنبه 13 شهریور 1396 02:24 ب.ظ

Hi, I want to subscribe for this webpage to take
most up-to-date updates, so where can i do it please help.

BHW گفته است :

پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:54 ق.ظ

Hey just wanted to give you a quick heads up.
The words in your content seem to be running off the screen in Firefox.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with
browser compatibility but I figured I'd post to let you know.
The design look great though! Hope you get the problem resolved soon.
Cheers

BHW گفته است :

شنبه 12 فروردین 1396 11:40 ق.ظ

Appreciate the recommendation. Will try it out.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر